
یاد تو
بودنم روزی کلامی تازه بود
خواندم شعری همانند تو بود
رقص آتش از برای ناز ابروی تو بود
شعر ژیلا ،هر الفبایش همه یاد تو بود
|
یاد تو بودنم روزی کلامی تازه بود خواندم شعری همانند تو بود رقص آتش از برای ناز ابروی تو بود شعر ژیلا ،هر الفبایش همه یاد تو بود + نوشته شده توسط مریم در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت
18:45 |
من ماندهام میان راه کجای مقصد من برای عاشق شدنم ترانه هات برام کم دلهره های توی دل حسرت روز رفتنت بهانه ی نبودنت نباشه روز دیدنت ترسم یه روزی برسه که عاشقی یادت بره برات شدم یه خاطره میگی نباشه بهتر دوباره مکث بی صدا توی دلم ترانه ساخت اهنگ عشقت را برام با ریتمی نو برام نواخت فکر میکنم کجای کار شدی بهانه ی دلم تو امدی وساختی ترانه ی عشق دلم برام یه لحظه ای بذار تا تو را باورت کنم برات بشم یه زندگی دوباره شادتت بکنم + نوشته شده توسط مریم در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت
16:57 |
+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت
21:49 |
+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت
21:47 |
+ نوشته شده توسط مریم در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت
20:39 |
![]()
یه قطره اشک به خاطر تو توی دریا می ریزم و تا وقتی بتونی پیداش کنی دوستت دارم + نوشته شده توسط مریم در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت
20:32 |
![]()
+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت
17:8 |
هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران وبا بونه نباش گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است وگاه نگاه... غریبه این درد مشترک من وتوست که گاهی نمی توانیم در چشمان یکدیگر نگاه کنیم + نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت
11:48 |
کاش تو قحطی شقایق ٬ ما بشیم سوار قایق بشینیم ٬ بریم تو دریا ٬ من و تو ٬تنهای تنها ماهیا خیلی امینن ٬ نمیگن اگه ببینن ...................... پس ببین ! یادت بمونه ٬کسی ام اینو ندونه ... زنده بودیم اگه فردا وعده ی ما لب دریا
+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت
22:9 |
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی فقط یه بار نگاش کنی به خاطرش داد بزنی، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی، حتی رو برگ زندگی قید تموم دنیارو به خاطر اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی حاضری حرف قانون و ساده بزاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری تولدِ دوبارته اسمشو وقتی می بری حاضری هرجا که بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی
+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت
13:3 |
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او
عشق يعني مرگ از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
![]() + نوشته شده توسط مریم در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت
16:54 |
مرغ جانم از فراقت بیقراری می کند دیده ام در راه تو چشم انتظاری می کند دل برای دیدن تو پا فشاری می کند مینشیند مرغ دل بر شاخسار انتظار بیقراری همچو مرغان بهاری می کند دلبرا از آتش عشقت سرا پایم چو شمع تا سحر می سوزد اما اشک یاری می کند نازنینا بی رخت در گوشه ی تنهاییم چشم اشک آلود من شب زنده داری می کند + نوشته شده توسط مریم در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت
11:11 |
هنگام رفتنش به خدا در غروب عشق سیلاب اشک نیز نیامد به کار من صد بار گفتمش مرو از پیش من ولی سودی نکرد گریه ی شبهای تار من بعد از گذشت ان همه شبهای انتظار بیدا یک لحظه هم شکایتی از او نمی کنم دشنام دوست بوده و هست افتخار من وقتی طبیب گفت که مرگم رسیده است حتی نکرد گوهر اشکی نثارمن باور نداشت مرگ من دل شکسته را وقتی گذاشت دسته گلی بر مزار من غمگین و دل شکسته ام در بهار عمر با درد و رنج می گذرد روزگار من + نوشته شده توسط مریم در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت
14:9 |
+ نوشته شده توسط مریم در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت
14:21 |
مهم نيست که خسته ام، مهم اينه که باد، بارون، آسمون مال منه مهم نيست که غمگينم،
مهم اينه که الان پر از تجربه ام مهم نيست که يه دونه غصه دارم، مهم اينه که يه عالمه بهانه دارم براي لبخند زدن مهم نيست دلم شکسته، مهم اينه که خدا درون دلهاي شکسته است ************************************
![]() + نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت
9:42 |
+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت
9:36 |
کاش ! قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت کاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت ![]() + نوشته شده توسط مریم در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت
9:28 |
نوشتم غصه هائی را من از دل
گرفت آتش قلم ناگه بشد ول بسوخت کل براتم تا به آخر ندارم من دگر افسانه از دل + نوشته شده توسط مریم در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت
23:18 |
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می سپارم به تو از چشم حسود چمنش + نوشته شده توسط مریم در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت
20:1 |
دلم میخواست دوباره اینقدری میشدم... اونوقت خوب می دونستم چه جوری باید زندگی کنم... ما ادما همیشه اینو میگیم زندگی واقعا بی رحم مارو وادار به کارایی می کنه که اصلا دوست نداریم خوش بحال بچه ها کاش بزرگ نمی شدیم واقعا دلم از زندگی گرفته همیشه ساز مخالف + نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت
17:4 |
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود. خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهايم گذاشت خواهشي دارم تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار
+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت
14:58 |
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با
سبدی پر از بوسه می آیم
و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم
تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت
10:14 |
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست
حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو زیباست + نوشته شده توسط مریم در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت
17:19 |
جز تو در خانه ی اندوه من آرامی نیست بی تو از پرتوی خورشید سحر، نامی نیست با دل غمزده سر کن که سحرگاه مرا جز دو چشمان خمار تو دل آرامی نیست
اینم از این ... شرمنده که اینقدر دیر به دیر آپ می کنم به خدا همینم حسابی وقتم و میگیره اما خوب تفریح لازمه ... موفق باشید تو را برای تو دوست دارم و زندگی را برای نفس های تو ...
+ نوشته شده توسط مریم در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت
18:53 |
ما ادما همیشه صداهای بلند رو می شنویم... پر رنگ ها رو میبینیم و کارهای سخت دوست داریم غافل از اینکه خوبها اسون میان... بی رنگ می مونن و بی صدا میرن... + نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت
11:46 |
زندگي مثل بازي حکمه!! مهم نيست که دست خوبي نداري مهم اينه که يار خوبي داشته باشي؛ اينطوري شايد حتي بتوني بازي باخته رو ببري ********
+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت
8:28 |
![]() عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ![]() بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود
+ نوشته شده توسط مریم در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت
15:15 |
|
|